عبد الحي حبيبى

740

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

چون ما از زبان پنبتو نيز نمونه‌هايى مربوط بقرون نخستين اسلامى در دست داريم ، بايد به همين اساسيكه براى تحول زبان درى قبول كرديم ، زبان پنبتو را هم قرنها قبل از ورود اسلام موجود بدانيم ، كه در اوايل عصر اسلامى ، به اين درجه صلابت و پختگى رسيده باشد كه در آن اشعار خوب و متينى گفته شود . ازين ملاحظات نتيجه گرفته ميتوانيم ، كه زبان درى و پنبتو بطور موازى و معاصر در كوهساران و بلاد افغانستان عينا مانند امروز مقارن و معاصر يكديگر بوده‌اند ، زيرا درين سنگ نبشتهء درى تخارى ، برخى از عناصر و كلمات و حتى افعال پنبتو ديده مىشود ، كه شايد زبان درى عصر كوشانى از پنبتو گرفته و يا پنبتو از آن زبان متأثر شده باشد . « 1 » بارى ما به استناد اين نوشتهء كهن و آثار پنبتو و درى كه از قرن اول و دوم هجرى اينك در دست داريم ، با ثقت و باور كامل ميگوييم : كه در هنگام فتوح نخستين اسلامى پنبتو و درى هردو در افغانستان زبانهاى مكالمه و ادب بوده ، و در جوار همديگر مانند دو خواهر زندگى داشته‌اند . آثار نخستين ادبى ؟ ؟ ؟ پشتو : هجوم تازيان بر سرزمين افغانستان به قوت و صلابتى آمد ، كه علاوه بر سيطرهء نظامى و فتح بلاد و زمين ، روح و معنى و ثقافت را هم فتح كرد . بدين معنى كه زبان عربى رسما زبان دانش و علم و مدنيت و فرهنگ گرديد ، و بعد از يك قرن سلطهء سياسى اسلامى ما مىبينيم ، كه شعرگويى و نثرنويسى زبانهاى محلى به كلى متروك گرديد ، و صدها نفر شاعر و نويسنده و عالم و محقق در زبان تازى از همين مردم خراسان در عالم عرب آنقدر شهرت يافتند ، كه زمام اكثر حركات مدنى و نهضت‌هاى فرهنگى را به كف گرفتند ، و ما در مباحث ديگر ، اين مطالب را با دلايل روشن آورده‌ايم . درين حركت روحى و فكرى كه هر چيزى از طرف عرب مقدس به نظر مىآمد

--> ( 1 ) - براى شرح اين موضوع رك : رساله ما در زبان درى تاليف عبد الحى حبيبى طبع كابل 1342 ش